سيد جعفر سجادى
1359
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
ميخواهد كه بعد از مرگ از انسان باقى ميماند كه صدرا و جز آن اجزاء اصليه گويد رجوع باعبان و اعيان ثابته شود . عَينُ الثَّور - ( از اصطلاحات نجومى ) نام ديگرى از دبران بود رجوع به صور كواكب شود . عَينُ الحَياة - ( اصطلاح عرفانى ) عين الحياة عبارت از باطن اسم حى است كه كسى كه متحقق شد بدان حيات جاودانى آن او است ( از كشاف ص 401 ) . عَينى - يعنى خارجى در مقابل ذهنى رجوع به اعيان شود . عَينيّات - ( اصطلاح فقهى ) واجبات عينى است در مقابل واجبات كفايى است رجوع به واجب عينى و كفائى شود . ( از قوانين ص 117 ) عَينِ مَرهُونَة - ( اصطلاح فقهى ) يعنى مال مورد رهن آيا عقد رهن طبعا مقتضى است كه عين مرهونه نزد راهن باقى بماند يا نزد مرتهن يا نزد شخص ثالثى يا اصلا اقتضائى نداشته بلكه تابع توافق طرفين است و بودن نزد راهن يا نزد شخص ثالث منافاتى با معتبر بودن قبض ندارد ، زيرا لازمه آن نيفتاده كه نزد مرتهن باقى بماند . و بر تقدير اختيار شق اخير اگر توافق بين طرفين حاصل نشده مرجع حاكم است كه آن را با ميتى بسپارد . تعلق مصارف لازمه براى حفظ و نگاهدارى عين مرهونه به عهده كداميك از راهن و مرتهن است ؟ آن هم بسته است به قرارداد فيما بين و يا اطلاق عقد به عهده راهن خواهد بود . پس اگر نكرد و بمرتهن نيز اجازه نداد ، مرتهن با تحصيل اجازه از حاكم رفع زحمت نمود ، و حق رجوع براهن را خواهد داشت . و در غير اين صورت راهن مخارجى را كه نموده از مرتهن حق مطالبه ندارد ، چنان كه در جائى هم كه مصارف به عهده راهن باشد وقتى ميتواند مطالبه نمايد كه قبلا تحصيل اجازه كرده باشد و الا مجانى محسوب خواهد شد . فوائد عين مرهونه تابع اصل است و مقتضاى طبيعت عقد رهن منع راهن و مرتهن است از تصرف و استيفاء منافع . ( كليات حقوقى 147 ، 48 لا 1 ) چون رهن وثيقه دين است لازمه آن افتاده است كه عادة وثوق و اطمينان حاصل شود كه بوسيله آن حق مرتهن تامين خواهد شد . بنا بر اين چيزى كه داراى ماليتى نبوده يا فعلا معدوم باشد و لو بعدها وجود پيدا كند مثل ثمره درخت و حمل ، رهن آن صحيح نيست . عين مرهونه بايد ملك طلق باشد . بنا بر اين رهن وقف و مال مفلس و تركه ميت وقتى كه حق غرماء به آن تعلق گرفته باشد صحيح نيست . همچنين رهن مالى كه قبلا نزد كسى رهن گذارده شده بدون جلب رضايت او و همچنين صحيح نيست رهن مالى كه نتوان آن را تسليم نمود مثل مالى كه در دريا غرق شده يا اسبى كه فرار كرده باشد . چنين نيست كه هر چيزى كه بيع آن صحيح بوده رهن آن هم صحيح باشد بيع دين صحيح است در حالى كه رهن آن صحيح نيست . بر عكس هر آنچه رهن آن صحيح نيست . بر عكس هر آنچه رهن آن صحيح نباشد بيع آن هم صحيح نخواهد بود . چيزى كه رهن آن صحيح باشد و آن